روز گذشته (مورخ 87/10/13)به قصد برگزاری یک تور جانور شناسی با گروهی 40 نفره که اکثرا از دانشجویان موسسه طبیعت بودند عازم پارک ملی خجیر شدیم، هوای بسیار عالی و سبک و آسمان شفاف صبحگاهی نوید یک روز بی نظیر را می داد. در همان ابتدای صبح و بعد از خوردن صبحانه در باغ شاه ساعت (7:50) عازم دامنه ها و کوه پایه های منطقه شدیم، آواز پرندگان موسیقی متن بی نظیری برای این پیاده روی یک روزه بود کبک ها و کمر کولی ها و سینه سرخ ها و ...در دره ی روبروی محیط بانی می خواندند و مست از این نوا بودیم که ناگاه پرنده ای شکاری نگاه همه را به خود جلب نمود، آری عقاب طلایی، چه بسیار زیبا و با وقار با بالهایی کشیده و وسیع آرام آرام ما را نظاره می کرد ، راه خود را پیش کشیدیم و در حالی که هنوز 200 متری نه پیموده بودیم گله ای از قوچ و میش ها نظر گروه را به خود جلب نمود، کمی بعد قوچ پیری را دیدیم که بر بلندای تپه ای نشسته و ما را نظاره می کند، جالب آنکه در طول مدتی که در دید او بودیم چشم از ما بر نداشت ، گویا می خواست بانگاه خود چیزی را به ما بفهماند.
ناگهان صدای مهیبی دشت را لرزاند و کمی بعد تر باز هم تکرار شد، صدای نفرت انگیزه شلیک گلوله و این یعنی حضور شکارچی متخلف، و شاید این همان چیزی بود که قوچ پیر سعی داشت به ما بگوید، راه را ادامه دادیم و در این میان هر از چندی با گله های کوچک و درشت قوچ ها و میش ها مواجه می شدیم، از آنجا که زمین به سبب بارندگی روز های پیش خیس بود، رد پاهای بسیار زیادی از انواع جانوران ما را جذب خود کرده بود که در این میان رد و سرگین بسیار تاره یک پلنگ از همه مهیج تر بود شاید با او یک ساعتی بیشتر فاصله نداشتیم اما ما کجا و او کجا، پلنگ ایرانی، باهوش ترین گربه سان دنیا، شکار گری که فنون شکار و استتار آن بسیار شگفت انگیز است .پس بی خودی وعده دیدار پلنگ به کسی نمی دهیم و راه می افتیم که باز آن صدای دلخراش روح همه را می خراشد، گروه که اکثرا تازه کارند بسیار مشوش شده اند گویی نمی دانند که در ایران آنچه در پارک ملی وجود ندارد فقط و فقط حفاظت است، همه تصور می کنند که چون اینجا خجیر است و در دل تاسیسات هسته ای تهران، پس احدی حق تخلف ندارد اما چه خام است این پندار.
به دره ای رسیده ایم جایی که به گفته کارشناس گروه در یک سال گذشته گزارش های متعددی از روئیت پلنگ در این ناحیه داشته ایم. برای همین گروه باید کمی منتظر بماند تا کارشناس ما دره را وارسی کرده تا در صورت امکان گروه وارد دره شود. ناگهان جنبنده ای در بالای صخره های کوه مقابل نگاه ما را به خود جلب می کند، فاصله کمی زیاد است، تلسکوپ می گذاریم و به دقت نگاه می کنیم خدای من 3 مرد که نه، 3 نامرد ، اسلحه به دست در کوه حرکت می کنند، ما را دیده اند، هراسانند، سلاح شان را در لابلای سنگی مدفون می کنند و ما را به نظاره می نشینند. باید کاری کرد شماره های گوشیم را چک می کنم ولی نه، کسی که کاری از دستش براید نمی بینم اما شهاب دوستی دارد که 5 سال است در همین منطقه روی قوچ ها مطالعه می کند ، خبرش می کنیم ، اقبال با ماست که او هم همین نزدیکی هاست، مختصات محل را می دهیم، کمی بالاتر از باغ انگوری در طول ..... و عرض ......! ما کار خود را کرده ایم و وظیفه خود را انجام داده ایم حال باید منتظر بمانیم و ببینیم چه می شود. راه می افتیم سمت باغ انگوری، خرگوشی بزرگ جثه از مقابل ما رد می شود، گله ای قوچ و میش که گویا از چیزی رمیده اند مستقیم به سوی ما می آیند همه روی زمین می نشینیم و منتظر ، گله بسیار نزدیک می شود نا گهان ما را می بینند و رم می کنند صحنه بسیار زیبایی است، کمی جلو تر به باغ می رسیم و بساط نهار. گروه خسته و خوشحال!!!
دوستی که به او خبر حضور شکارچی ها را داده بودیم هم پیش ما می آید اما با خبری تکان دهدنده تر.
محیط بانان بعد از گزارش ما به سوی محل اختفائ شکارچیان می روند که نگهان تیری که سر محیط بان جعفر شکاری را نشانه گرفته از بیخ گوش وی رد شده و با خوردن به سنگی کمانه می کند و محیط بان را از ناحیه سر مجروح می کند. گویا پایش برسد آدم هم شکار می کنند. خبر ادامه دارد که تمام دره های اطراف را بسته اند و منتظر بازگشت متخلفین اند، گروه باید به سرعت حرکت کند تا در میان قائله گیر نیافتد.
به سمت سد ماملو حرکت میکنیم و بعد از ساعتی به سدی کوچک ولی پر از پرنده های آب زی می رسیم، در میان راه محیط بانان را دیدیم که خبر از دستگیری متخلفین می دادند و زنده ماندن محیط بان، خوش حال اما ناراحت از این همه ضعف و کوتاهی به سوی تهران بازگشتیم سفر خود را به پایان رساندیم اما آنچه ما دیدیم نتیجه حضور یک روزه در یک پارک ملی در حاشیه تهران بود وای به حال نقاط دور افتاده.
لیست پرنده هایی که در این سفر دیده شدند:
1- سارگپه معمولی 2- سینه سرخ 3-زرده پر کوهی 4- دم سرخ 5-ماهی خورک کوچک 6-باکلان 7- حواصیل خاکستری 8- اگرت بزرگ 9-اردک سرسبز 10-اردک سرحنایی 11- دلیجه 12- عقاب طلایی 13-کاکایی صورتی 14- سهره جنگلی 15-تاج طلایی(کوچکترین پرنده ایران) 16- غاز خاکستری 17- اردک نک پهن 18-کلاغ زاغی 19- کلاغ ابلغ 20 -چنگر 21 صدای کمرکولی بزرگ
نمایه های دیده شده در طول سفر:
1- سرگین پلنگ، قوچ و میش، تشی
2- استخوان و قلاف شاخ قوچ
4- رد پای روباه و قوچ و میش
خبر ویژه: امروز با خبر شدیم گولوله شلیک شده از یک سلاح کاشینکف بوده ولی هنوز مسئولین نتوانسته اند سلاح شکارچیان را پیدا کنند.
عکس ها از پویا دارابی
¤ نوشته شده در ساعت 09:40
توسط مصطفي خسروي |
ارسال نظر